Free Download Centre

            

Latest News
Download Catalog


Main » Files » All about Hazara » All about Hazara

$ENTRY_
TITLE$
[ ] 2008-12-11, 2:50 AM


 The Hazaras are one of several ethnic groups inhabiting 7 million mostly in central Afghanistan. The area is known as Hazarajat or originally Hazaristan. The Hazaras are Muslim and Shi'a in majority, but we also have Sunni's. We speak our own version of Farsi known as the "Hazaragi" dialect. The Hazaras are the second largest ethnic group in Afghanistan. However, as a consequence of the discriminatory and segregationist policies of ruling Afghan/Pashtun governments, they remain politically, economically and socially the most underdeveloped group in Afghanistan society

The Hazaras are mostly Shi’as Muslims, and inhabit the heart of Afghanistan, surrounded by Sunni Muslims. A second theory suggests that the Hazaras adopted Shi’ism at the time of Shah Abbas Safavid (1589-1629). This theory was first proposed by Vambery in 1895, who maintained: “Shah Abbas forced them [the Hazaras] to accept Shi’ism” (1864:132). Hazara Shi’ism, like that of Persia, is Isna-Ashari (Twelver). This theory of their conversion to Shi’ism at the time of Shah Abbas is confirmed by the Hazara themselves. “the Hazaras were already Shi’as at the time of Shah Abbas; two to three thousand Hazara soldiers, under the command of Din Mohammad Khan Uzbek, fought against Shah Abbas’s army” (1916:567-9).

A third theory maintains that the Hazaras adopted Shi’ism as soon as they converted to Islam. After Ghazan-Khan his son, Abu Said, continued his father’s tradition (Rashid, 1959:984-985,997). Thus, according to this theory, Shi’ism was first established and encouraged in Afghanistan by Ghazan Khan and his son Abu Said.

It could be argued that the theories of Schurmann and Temirkhanov are both correct, i.e., it is possible that some Hazaras were converted to Shi’ism by Ghazan Khan and Abu Sa’id, a fact which need not contradict the theory holding Shah Abbas responsible for further encouraging Shi’ism amongst the Hazaras. Thus, it can be maintained that Shi’ism amongst the Hazaras began at the time of Ghazan Khan, but that it was not until the Safavid period when Shi’ism became the official religion of Iran that the process was completed. The original Shi’as in Iran and Afghanistan were the descendants of Ali, known as Sadat-e Alavi. The conversion of the Hazaras to Shi’ism did not take place at one particular period; it is not possible to maintain that the Hazaras converted to Shi’ism at one particular moment in history. Most Hazaras are Shi’as, although some, such as the Sheikh Ali and Firozkohi Hazaras, have remained Sunni. Shi’ism itself is divided into smaller sects. One of the most internationally respected and famous scholars, a founder of the Islamic Renaissance in Afghanistan, Sayyed Jamaluddin Afghani (1901), referred to the Shi’as Hazaras as ghali. Copyright: Askar Musawi, "The Hazarahs of Afghanistan".
 

هزاره های کویته

 

 

۲۳ سال جنگ ، کشتار ، خونریزی و قتل عام های دسته جمعی در کشور مان باعث شد که مردم کوله بارش را جمع کند و مجبور به ترک وطن شود و راهی کشورهای همسایه گردد. بیشتر این کشتار و قتل عام ها بالای قوم مظلوم هزاره صورت می گرفت که در زمان عبدالرحمن 62 فیصد از مردم هزاره را به کام مرگ کشاند . هزاره ها این درد زنج و ظلم را تحمل نتوانسته و به کشور های چون پاکستان و ایران و از آنجا به کشور های غربی مهاجرت نمودند تا بتوانند مثل بقیه مردم این کره خاکی زندگی آرام و دور از جنگ و خونریزی داشته باشد . اکثر این مردم رنج دیده به پاکستان مهاجرت نمودند و اکثرا ً به شهر کویته جای گزین شدند نا گفته نباید گذاشت که مردم هزاره پیش از آن هم مهاجرت های را به هند بریتانیا( به کویته امروزی) داشتند ولی در زمان عبدالرحمان این مهاجرت به اوج خود رسید.که دولت پاکستان بدون  کدام مشکلی از آنان استقبال نموده و برای آنان جای و مکان داد البته در آن زمان کشور پاکستان از هندوستان جدا نشده بود و زمانی که جدا شد قسمتی را که هزاره ها سکونت داشت مربوط پاکستان اعلان شد .

 

چون مردم  توانسته بود فقط فامیل و فرزندان خود را بیاورند از اینرو فقیر و دارای اقتصاد ضعیف بود ولی چون این مردم تمدن پرور پشت کار داشت توانست خود را از این حالت فقر و بیچارگی نجات بدهد و برای خود سرمایه گذاری کند .

اکثر مردم دکانداری ، چپلی دوزی ، موچی گری ، پنچر گیری و ... می کرد اینگونه توانست خود را از حالت فقر نجات دهد و دیگر می توانست به راحتی خرج فامیل و خرج تحصیل فرزندان خود را تامین کند . رفته رفته این مردم زحمت کش و پر تلاش فرزندان زحمت کش و پر تلاشی را به جهانیان معرفی کرد که برای هزاره ها و دولت پاکستان باعث افتخار است که  نمونه از این افتخار آفرینان عبارتند از قاضی محمد عیسی شخصیت ملی و سیاسی هزاره و همکار محمد علی جناح ،سردار صوبیدار یزدان علی خان افسر نظامی در جنگ های جهانی ، حاجی ناصر علی مشهور به شیر کشمیر ، جنرال محمد موسی فرمانده کل ارتش پاکستان ، شربت علی چنگیزی فرمانده نیروی هوای ، داکتر رقیه سعید دانشمند و عضو پارلمان در بلوچستان و سایره بتول عضو چهار خلبان زن است که برای اولین بار طیاره ها را به قلب آسمان برده و پرواز می کند و مثل ده ها و صد ها تن دیگر که قلم از نوشتن آن عاجز است .

خلاصه ، از آنجا که مردم هزاره زحمت کش است و علم دوست و در هر جا که قدم  می گذارد برای آبادی آن می کوشد و زحمت می کشد و سعی می کند که صادقانه زندگی کند توانسته است در هر عرصه ی اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی ، هنری و ورزشی فرزندان پرکاری را به جامعه تحویل دهد   

 

 

                                 مناطق هزاره ها در کویته

 

هزاره تاون (بروری ) در کنار سرک بی پاس واقع در غرب کویته می باشد که حدود چهل هزار خانواده هزاره در آن سکونت دارد .قسمت های مشهور هزاره تاون را بروری ، تینه بروری ، خالق آباد ، شجاع آباد ، حسین آباد ، علی آباد ، کرانی و اقبال آباد و ....تشکیل می دهد ، مردم بیشتر خانه های پخته و مدرن از یک طبقه گرفته تا سه چهار طبقه را برای خود می سازند . از بازار این منطقه می توان علی آباد ، حسین آباد ، نیو هزاره تاون و چند جای کوچک و بزرگ  دیگر را نام برد که در هر چند قدمی آن می توان مارکت های زیبا و بزرگ را مشاهده کرد که به علت دوری این منطقه از بازار ساخته شده اند . باعث خوشحالی است که در هر کوچه پس کوچه می توان مکتب ها و مکانهای آموزشی مثل زبان انگلسی و کامپیوتر را دید که باعث رشد علم در هزاره تاون شده است وهمچنان این باعث شده است که بیشتر مردم در خانه کامپیوتر  داشته و طرز کار با آن را یاد بگیرد .می توان گفت که از 10 خانه 8 الی 9 خانه ی  آن کامپیوتر و طرز کار با آن را می دانند حتی غریب ترین مردم فرزندان خود را در چنین مکانهای آموزشی می فرستند

 

سیری بر تاریخ هزاره ها در پاکستان

 نویسنده: محمد اغا

قسمت سوم

 

 

حوادث ناگوار و خونین  در تاریخ هزاره های پاکستان.

پس از جابجای هزاره ها در شالکون هند بریتانیایی  با وصفیکه ایم مردم از همه وقایع خود را مصئون فکر میکردند  در سال 1935 میلادی زلزله شدیدی شهر کویته کنونی را به ویرانه یی مبدل ساخت که دران شمار زیادی  از ساکنین این شهر به کام مرگ رفتند .  درمیان قربانیان این حادثه به اندازه سهم خود هزاره ها نیز شامل بود که سانحه این زلزله تا کنون از اذهان اهالی بلوچستان  نرفته است و یک سانحه بزرگ و جبرران ناپذیر تاریخی از نگاه خسارات مالی و تلفات انسانی دراین شهر بحساب می اید .

سانحه دیگر که یکی از سانحه های خونین  برای مردم هزاره کویته بود ، واقعه درگیری میان هزاره های کویته و پولیس این شهر بود . این واقعه بتاریخ 6 ماه جولای سال 1985 میلادی رخداد .

دراین واقعه مردم هزاره  در خیابان علمدار گرد هم امده و تظاهراتی امنی را برای پشتیبانی و حمایت از خواسته های مفتی جعفر حسین رهبر فقید شیعیان پاکستان و همنوایی با رهبر تازه و جوان حجت الاسلام سید عارف حسین حسینی براه انداختند .

اما درقسمتی از خیابان علمدار یعنی امام بارگاه قندهاری ها که مرکز تجمع هزاران  تن از راه پیمایی کننده گان بحساب امد  پس از سحنرانی های  سخنرانان و مجری های برنامه  اعلان گردید که تظاهزات اغازمیشود  و این تظاهرات  یک تظاهرات امنی خواهد بود که درپیشاپیش علما ، به ادامه متنفذین و موسفیدان قوم و در اخیر جوانان در حرکت میباشند و هیچ کسی  خلاف دستور العمل اعلام شده حرکت نمیکند درهمین موقع دسته های از پولیس سد راه تظاهر کننده شد در حالیکه مجری برنامه اعلام مینمود که پولیس راه را بروی تظاهر کننده گان باز کند و این تظاهرات حق ما است اما به دستور فرمانده پولیس محلی  پولیس با حرکت مردم به طرف ادامه دادن تظاهرات  ایتدا تیر اندازی هوایی نمودند و به ادامه ان گاز های اشک اور را بین تظاهر کننده گان پرتاب نمودند که درنتیجه ادامه نظاهرات متوقف و درگیری شدیدی بین نیروهای پولیس و هزاره ها اغاز شد که تا حوالی عصر هفده تن از موسفیدان و جوانان هزاره و شیعه به شهادت رسیدند و طبق گزارشات که مدت ها بعد پخش شد در حدود شصد تن از سربازان پولیس کشته شده بودند . با غروب آفتاب مردم منتشر شده به خانه های شان رفتند ، اما نیروهای اردوی پاکستان ساحه خیابان علمدار و نواحیی ان را که مناطق هزاره نشین بود تحت محاصره قرار داده و حکومت نظامی اعلان نمود که در نتیجه ده ها تن از شخصیت های معروف  و علمای هزاره را به رهنمایی شماری از افراد بیگانه پرور خود هزاره ، از منازل شان کشیده و زندانی نمودند و صدها تن بیگناه دیگر را که بیشترین شان مهاجرینی بودند که در مسافرخانه های سرای نمک  مسافر بودند باز داشت نموده و روانه زندان ساخت . و پس از مدتی همه مهاجرین را روانه کمپ سرخاب و پنجوایی در اطراف کویته نمودند .

حکومت نظامی چندین روز ادامه یافت و حکومت اعالن نمود که مردم باید سلاح های شخصی شانرا تحویل حکومت نمایند .  که با ایین روند تعداد مردم  داوطلبانه سلاح های دست داشته شخصی شانرا تحویل حکومت نظامی نمودند .

موضوع با وساتط جنرال محمد موسی خان  خاتمه یافت و پس از ان تاریخ موصوف بحیث گورنر ایالت بلوچستان تعین گردید .

این حرکت هزاره ها  هم به نفع شان تمان شد و هم به ضرر شان .

منافعش این بود که  وحدت و یکپارچگی مردم را تاجایی به نمایش گذاشت ، و در حکومت بلوچستان پست مهم را بدست اوردند .  ولی ضررش این بود که تا مدتی هزاره ها در چشم حکومت داران نظامی  محکوم . بیگانه پرست ( طرفدار ایران ) معرفی گردید .

پس از دهه نود میلادی  اختشاشات فرقه یی در سرتاسر پاکستان  افزایش یافت و جنگ های سخت فرقه یی بین شیعه ها و فرقه تند رو وهابی بنام سپاه صحابه  بوقوع پیوست . اگرچی این جنگها  هیچ گاهی  در رویا رویی همدیگر رخ نداد ، بلکه تمام این جنگ ها  که  جنگ های ترورستی بود  شخصیت های معروف شیعه را در پاکستان قربانی خود ساخت  که آغاز ان با تروز و شهادت عارف حسن حسینی رهبر شیعه های پاکستان در شهر پشاور بتاریخ 5 اکست  1988 اغاز شد .

این جنگ های فرقه یی شهر های کراچی ، لاهور، اسلام اباد ، ملتان ، پشاور ، دیره اسمعیل خان ، جهنگ و غیره را سخت متاثر ساخت  اما  شهر کویته امن ترین شهر بحساب می امد .  درسال 1999 میلادی  حملات ترورستی بالای مردم هزاره و شیعه کویته اغاز شد که ابتدا ی ان بتاریخ 5 اکتوبر 1999 موتر یک جوان هزاره بنام نجف علی  توسط  ترورستان کرایه گرفته شده و پس از انکه وی را مرموزانه به شهادت میرسانند ، توسط موتر وی بالای سردار نثارعلی هزاره وزیر تعلیم وتربیه ایالتی بلوچستان حمله نمودند که در نتیجه سردار نثار علی زخمی و راننده اش صفدر علی به شهادت رسید . اما پولیس  اتهام قتل را به دوش مالک موتر شهید نجف علی انداخته و ورثه مقتول نجف علی را تحت تعقیب و تحقیق قرار دادند . به ادامه ان  شماری از افراد  بیگناه هزاره که بیشتر راننده گان بودند  با موتر های شان ربوده شده و به قتل میرسیدند .  مقامات امنیتی موضوع را سرقت تلقی داده و دوسیه ها در الماری ها حفظ میگردید . 

بتاریخ 9 فبروری 2001  شامگاه  یک موتر سوزوکی که حامل سیزده تن از مسافرین به شمول درایور از منطقه بروری بسوی خیابان علمدار بود  در جاده کرانی  در منطقه بنام زنگی لوده  هدف تیر اندازی ترورستان مسلح سپاه صحابه قرار گرفت که در نتیجه هشت تن از جوانان هزاره به شمول راننده اقبال علی  جام شهادت نوشیدند . در موضوع انتقال اجساد شهدا از شفاخانه سیول کویته سران هزاره  بین خود اختلاف نمودند .  دراین وقت شماری از جوانان بی بند وبار به تحریک بعضی افراد مغرض و ضد ملی که به نفع دشمن نا اگاهانه حرکت میکردند ، داخل بازار کویته شده و بعضی دوکانها و مغازه هارا شکستند و برخی موتر هارا شیشه هایش را شکسته و حتی به بعضی انسانها بی احترامی کردند . که در نتیجه موضوع  رنگ قومی گرفته و از سوی بعضی حلقات استخباراتی  اوازه پخش گردید که هزاره ها  اموال و دارایی پشتون هارا تاراج کرده و به انها حمله نموده اند ، که در نتیجه پشتون های مناطق شرقی شهر کویته شمار زیادی از مغازه های هزاره هارا چور نمودند و بعد به اتش کشیدند که از ان جمله بیشترین خشاره را حاجی احمد  مالک احمد ستور یکی از سرمایه داران ملی هزاره متحمل گردید که به حساب ده ها ملیون سرمایه و دارایی اش تاراج شد ویا تعمه حریق گردید .  ولی حکومت قضیه را رنگ دیگر داده و بهانه را روی اختلاف اتحادیه سرویس رانی شهری و سوزوکی ها دانست که تا ان وقت این سوزوکی ها بدون اجازه دولت به حمل مسافرین اقدام می ورزیدند و موضوع با اجرای پنجاه ورق اجازه نامه ترافیکی برای سوزوکی ها و دادن دوصد هزار روپیه به خانواده هر شهید و پنجاه هزار روپیه به خانواده هز زخمی  پایان یافت .

بتاریخ هشتم جون 2003 میلادی  موتر حامل سربازان پولیس  که همه افراد تحت اموزش و هزاره و شیعه بودند  در منطقه خیابان سریاب  هدف تیر اندازی باند لشکر جهنگوی قرار گرفت که در نتیجه نه تن از بهترین جوانان و فرزندان دلیر هزاره جام شهادت نوشیدند و شماری هم زخم برداشتند . با این عمل غیر اندازی برای بار اول چهره دشمن اصلی بی نقاب گشته و به همگان به شمول دولت واضح گردید که طراح و اجرا کننده برنامه اصلی کی ها بوده اند .

البته ناگفته نباید گذاشت که تا این تاریخ شمار زیادی از شخصیت های علمی و سیاسی شیعه های کویته  که غیر هزاره بودند نیز یکی یکی توسط این ترورستان به شهادت می رسیدند اما تروز هزاره ها بیشتربه روش دسته جمعی انجام میشد .

بتاریخ چهارم جولای سال 2003 میلادی روز جمعه ، سانحه المناکی در امام بارگاه مرکزی ( امام بارگاه کلان ) شهر کویته  رخ داد  که در این  حادثه در حیین ادای نماز جمعه سه نفر ترورست مربوط باند لشکرجهنگوی سپاه صحابه ، که در بدن های خود بمب بسته بودند وارد مسجد شده و بااغاز تیر اندازی چند تن از نماز گزاران را بشمول سید یونس موسوی راننده امام جمعه ، که در حال کنترول در دروازه دخولی امام بارگاه بودند به شهادت میرسانند .  ترورستان با سه کلاشنکوف بالای صف های نمازگذاران در داخل صحن هویلی مسجد تیراندازی را شروع میکنند که درهمین حال یکی از این درنده گان توسط تیر اندازی متقابل محافظین امام جمعه  زخمی میگردد و بعد توسط یک نماز گزار بنام حاجی عبدالواحد دستگیر میشود که این وحشی بمب های را که در بدنش بوده منفجر میسازد و حاجی عبدالواحد با چند تن دیگر نیز به شهادت میرسند .

درنتیجه مقاومت نماز گزاران بالاخره هرسه درنده گان به قتل میرسند و بیش از چهل تن از نمازگزاران  اعم از پیر و جوان و طفل جام شهادت مینوشند .

این قضیه در حالیکه دولت را سخت  تکان داد و رئیس جمهور وقت پاکستان پرویز مشرف در بیانیه اش خطاب به مردم هزاره ، به انان تصلیت گفته و از مردم هزاره خواست تا خونسردی خودرا حفظ نمایند و با عمل بالمثل آب در آسیاب دشمن نریزند . حکومت  ایالتی چند روز را ، حکومت نظامی اعلان نمود و به هزاره ها اجازه داد که جنازه های شان را دفن نمایند و مراسم فاتحه خوانی شهدا را برپادارند .  اما در روز هفتم شهدا شخصی مجهول الهویه یی بنام طاهرخان مشهور به( طاهر خپک ) که نقاب اسلامی و ملی را به صورت کشیده بود در یک صحبت  بی باکانه اش  که اصلا از سوی دشمنان هزاره برنامه ریزی شده بود به همکاری تعداد محدودی از جوانان احساساتی و نا اگاه  نه تنها اینکه به خون شهدا خیانت نمود بلکه نزدیک  درگیری و خون ریزی را میان  خود هزاره ها براه انداخته بود  که اگر جلو حرکت  این شخص گرفته نمیشد ممکن مانند جنگ های خونین احزاب در هزاره ستان  صد ها تن جوان هزاره بی گناه و نا اگاهانه بکام مرگ میرفتند .

در قضیه دفن ، راه پیمایی و سخنرانی ها در اجتماعات هر حزب سیاسی و هر شخصیت ملی و سیاسی  کوشش مینمود که  به نفع و آرمان سیاسی خود حرکت کند و همه حرکات ریاکارانه بود نه به خواطر مردم و شهدا .

طاهر خان در روز هفتم فاتحه خوانی شهدا در مسجد و امام بارگاه نچاری در بین جمعیت حدود دوهزار نفری به تحریک ، دشمن  و استخبارت که پول هنگفتی را در اختسارش قرار داده بودند ، اعلان نمود که تمام علما و رهبران سیاسی غیر از خودش خاین هستند . وی که به بزرگی و تقدس اسلام ، مذهب و شعایر الله  هیچ نوع عقیده و پایبندی ندارد  قسمی به جوانان همفکرش فهمانده بود که در میان جمعیت متفرق شوند و هرچه من گفتم بر همه بقبولانند  اگر کسی صحبت هایم را تائید نکرد چند نفره بر وی حمله نموده و ان شخص را در میان جمعیت بی ابرو کنند ،  که دراین صورت مردمی که به یاد هفتم شهدا امده بودند نیز در گرو طاهر و باند او افتادند.

طاهر اعلان نمود که من به نمایندگی از این مجلس به مدرسه های دینی که عبارت از جامعه امام صادق (ع) و دارالعلوم جعفریه با شد  اخطار میدهم که تا یک هفته این مدارس را تخلیه نموده و در اختیار همین ملت که منظورش یک دسته محدود خودش بود  تحویل بدهند تا به عوض درس و تدریس دینی و مذهبی ، برای کارهای قومی  از ان ها استفاده شود . و به همفکرانش در خفا گفته بود که این ها را میتوان بهترین هوتل و مسافرخانه درست کرد .   همچنین به تنظیم نسل نو هزاره  ک تعمیری را در خیابان علمدار در اختیار دارد و در ان مکتب است که صد ها تن از فرزندان هزاره درانجا به فراگیری علم مشغول هستند  اخطار داد که  ساختمان را تخلیه و در اختیار ما قرار دهد والی جمعه اینده یعنی یک هفته بعد این مردم به زور انها را از این تعمیر ها بیرون میکنند.

صحبت های طاهر که اصلا از سوی استخبارات دولت پاکستان طراحی شده بود سخت مردم را به احساسات واداشت و در روز موعود در تمام همین اماکن یاد شده  ده هاتن جوان مسلح با پشتیبانی از مدارس دینی  و مکتب تنظیم  در موضع ها قرار گرفتند  که اگر باند طاهرخان  به همچون عملی دست بزنند ، باید با ایشان مقابله مسلحانه نمایند .  دولت وقتیکه وضعیت را چنین دید  عجالتأ طاهرخان را بازداشت نموده و به غایله ظاهرأ پایان بخشید . و قضیه شهدا را از یاد مردم برد  با این کار دولت پاکستان برای خانواده هر شهید هشتصد هزار روپیه وبرای هر زخمی چهارصد هزار روپیه کمک پرداخت نمود و از برکت حرکات دشمن پسندانه  فرد بی بند وباری مانند طاهرخان  قضیه شهدا  فراموش گردید .

بتاریخ دوم مارچ سال 2004 روز عاشورای حسینی  حینیکه تمام دسته های عزاداری در بازار کویته  در حال عزا داری بودند ، حوالی ساعت یک و هفت دقیقه بعد از ظهر  در حالیکه اولین دسته عزاداران  دسته امام بارگاه ناصر اباد  در لیاقت بازار نشسته بودند ، از منزل بالائی بانو مارکیت  که یک مارکیت کوچک ساعت فروشی است ، سه نفراز اعضای لشکر جهنگوی، با کلاشنکوف های دست داشته شان ابتدا تیر اندازی را شروع میکنند و به ادامه نارنجک های دست داشته خود را پرتاب مینمایند  ، که در نتیجه چندین تن از کودکان ، جوانان و پیره مردان حسین وار جام شهادت مینوشند . شماری از جوانان  داخل دسته که با سلاح های سبک مسلح بودند مهاجمین را هدف تیر اندازی قرار میدهند که در نتیجه  هر سه مهاجم به قتل میرسند . اما قضیه از سوی فرماندهی پولیس ضد ترورزم  برعکس جلو گر میگردد و با دستور دادن تیر اندازی به نیروهای تحت امرش  دسته های عزارداری و عزاداران را  هدف تیر اندازی قرار میدهند . که در نتیجه چندین تن دیگر از جوانان جام شهادت مینوشند .

بار دیگر شماری از نیروهای سپاه صحابه که در دفتر مرکزی این گروه  واقع چوک گوالمندی  مسلح اماده بودند ، از مسیر خیابان میکانیکی بالای امام بارگاه ناصر العزا و امام بارگاه کلان ( مرکزی) حمله اور میشوند  که در نتیجه مقاومت  جوانان عزادار مسلح  ده ها تن شان با خیل لشکریان یزید پیوسته و شماری از جوانان هزاره نیز جام شهادت مینوشند .  در نتیجه پس از پنج ساعت درگیری شدید در داخل یک شهری که هم نیروی مسلح داشت و هم پولیس و هم ملیشه نیمه نظامی و استخبارات که همه فرار نموده بودند ،  در حدود چهل تن از عزاداران حسینی  از کودک هشت ساله بنام لیاقت علی تا پیره مرد هفتاد ساله بنام عبدالسمیع  جام شهادت نوشیدند و بیش از هفتاد تن از نیروهای دشمن را به قتل رسانیدند . در اخیر حوالی ساعت شش عصر، نیروهای اردوی پاکستان داخل شهر شده و شهر را تحت کنترول خود گرفتند . نبروی پولیس شمار زیادی از جوانان هزاره را از داخل و نواحی شهر بدون جرم و تقصیر بازداشت نموده و به زندان ها انداختند که در اخیر با اعتصاب سرتاسری مردم هزاره واعلان  تدفین نکردن اجساد شهدا ، اسرا  را آزاد نمودند .

تدفین شهدا در روز یازدهم محرم الحرام  توسط راهپیمایی ده ها هزار انسان  انجام شد و سه روز مراسم فاتحه خوانی انجام یافت که شمار زیادی از رهبران سیاسی ، سران اقوام  و متنفذین ملیت های متخلف ساکن در پاکستان در این مراسم شرکت نمودند و با ملت مظلوم هزاره اظهار همدردی و همکاری نمودند .  پس از ایام عزاداری  عاشورا شمار زیادی از رهبران و نمایندگان اهل تشیع از سرتاسر پاکستان مانند : علامه سید ساجد نقوی قائد ملت جعفریه پاکستان ، علامه عباس کمیلی رهبر پاکستان جعفریه الاینس ، سید محمد تقی نقوی  یک از علمای مشهور پنجاب ، سید ضیا الدین رضوی روحانی جوان و رهبر شیعیان در نواحی گلگت و بلتستان ، سید فخر  امام  عضو پارلمان از پنجاب ، و ده ها تن دیگر از متنفذین از سرتاسر پاکستان برای اظهار همدردی خانواده های شهدا ومردم هزاره و شیعه کویته ، به کویته امده  و به مردم تسلیت گفتند .

فهرست  شمار از شهدای که در سانحه های مختلف  جام شهادت نوشیده اند :

فهرست شهدای سانحه ششم جولای  سال 1985 میلادی :

شهید کیپتن محمد هادی ، شهید انور علی ، شهید زاهد رضا ، شهید غلام عباس ، شهید احمد علی ، شهید سید فیاض حسین ، شهید قنبرعلی ، شهید محمد رضا ، شهید سید امیر شاه ، شهید عبدالقدوس ، شهید غلام علی ، شهید علی جان ، شهید محمد علی ، شهید اعجاز حسین ، شهید خادم حسین ، شهید حاجی عبدالواحد ، شهید حسین علی و شهید مشتاق حسین .

 

 

فهرست شهدای که دربین موتر سوزوکی در مسیر راه هزاره تان به شهادت رسیدند:

شهید اسد الله ، شهید محمد اقبال ، شهید شمس الحق ، شهید محمد جواد  و شهید عبدالخالق بودند .

 

فهرست شهدای پولیس که درهشتم جون  2003 که در جاده سریاب  به شهادت رسیدند :

شهید عباس علی ، شهید محمد باقر، شهید محمد علی ، شهید عبدالحسین ، شهید ذاکرحسین ، شهید عابد حسین ، شهید غلام عباس ، شهید پرویز علی ، شهید سجاد حسین ، شهید محمد نبی ، شهید محمد جواد و شهید غلام حسین حسینی .

 

فهرست شهدای سانحه نماز جمعه  که بتاریخ چهارم جولای 2003 در امام بارگاه کلان  به شهادت رسیدند :

شهید میرزا ریاض حسین ، شهید سیدولایت حسین ، شهید سید تنظیم حیدر نقوی ، شهید سید فضل حسین ، شهید سید مصطفی حیدر، شهید کاشف رضا ، شهید مظهر حسین 65 ساله ، شهید نذر حسین 40 ساله ، شهید محمد نقی 5 ساله  ( هرسه پدر پسر و نواسه بودند ) شهید علی احمد ، شهید قمر عباس ، شهید حاجی عبدالواحد ، شهید سید محمد یونس ، شهید تصورعلی ، شهید محمد حسن ، شهید حاجی غلام محمد ، شهید حیدر علی ، شهید آصف علی ، شهید رمضان علی ، شهید سعادت حسین ، شهید عاصم علی ، شهید عبدالواحد ، شهید قربان علی ، شهید سید باقر رضا کاظمی ، شهید یعقوب علی و شهید علی اکبر پنج ساله ( پدر و پسر بودند ) شهید غلام حیدر، شهید محمد ابراهیم 20 ساله ، شهید اعجازعلی 18 ساله ،  شهید محمد مهدی 27 ساله ، شهید زوار حسین ، شهید رمضان علی ، شهید دلاور عباس ، شهید حیدر علی ، شهید محمد شریف ، شهید محمد حسین جوکار، شهید علی اسود ، شهید مصطفی احمد ، شهید محمد علی ، شهید اخلاق حسین ، شهید سید محمد اصغر، شهید سید محمد تقی ، شهید سلیم خان ، شهید تنویر عباس ، شهید محمد منیر ، شهید عین الحسن ، شهید سید انور حسین ، شهید ارباب علی ، شهید محمد ایوب ، شهید قربان علی و شهید رجب علی .

 

فهرست شهدای  دوم مارچ 2004  سانحه روز عاشورای حسینی در لیاقت بازار کویته .

شهید عبدالله ، شهید اسحق علی ، شهید برات علی ، شهید بومان علی ، شهید حسن رضا ، شهید حوالدار محمد علی ، شهید ذیشان علی ، شهید رمضان علی ، شهید سید اسمعیل شاه ، شهید سید حسین ، شهید سید حکیم ، سهید سید عبدالحسین ، شهید شبیراحمد ، شهید شیر محمد ، شهید ظهیر عباس ،  شهید لیاقت علی 7 ساله ، شهید محمد ابراهیم 16 ساله ، شهید محمد باقر،  شهید محمد حسن ، شهید محمد رضا ، شهید عارف حسین 18 ساله  ،  شهید عبدالعلی 18 ساله ، شهید عنایت الله 19 ساله ، شهید غلام شاه 16 ساله ، شهید غلام علی 65 ساله ، شهید محمد سمیع 65 ساله ، شهید محمد طاهر 9 ساله ، شهید محمد علی ، شهید محمد علی معروف به کاظم ، شهید مظهر حسین ، شهید ملا جمعه خان 65 ساله ، شهید منظور حسین ، شهید نادر علی ،شهید کامران علی 13 ساله ، شهید محمد یوسف 12 ساله ، شهید صادق علی 18 ساله شهید محمد کریم 16 ساله  و شهید سید نصار حسین .

 

فهرست شهدای که در سانحه های مختلف به شهادت رسیده اند :

شهید نجف علی راننده سوزوکی  که توسط واسطه نقلیه اش بالای سردار نصار علی حمله شد ، شهید صفدر علی راننده سردار نثار علی هزاره ، شهید محمد یاسین  راننده سوزوکی در سال 2000  توسط  ترورستان در غرب هزاره تاون  به شهادت رسید ، شهید محمد اسمعیل راننده تانکر اب  در هزاره تاون به شهادت رسید ، شهید عبدالعزیز راننده سوزوکی  بتاریخ 13 نومبر 2001  در بای پاس غربی کویته توسط دشمنان به شهادت رسید ه بود ، شهید حاجی عبدالعزیز در منطقه شیله کرانی بتاریخ 11 جنوری 2004  توسط ترورستان به شهادت رسید ، شهید علی مدد چنگیزی کارمند جبیب بانک  شهر سبی  در سبی در سال 2003 به شهادت رسید ، شهید حاجی محمد جان  هزاره  شخصیت سیاسی و ملی هزاره های شهر مچ  به عمر 65 سالگی بتاریخ 17 مارچ 2003 توسط ترورستان به شهادت رسید  وی سرپرست عزاداری و مسئولیت سیاسی و ملی هزاره های شهرستان مچ را در جنوب کویته به عهده داشت .

شهید محمد عیسی ثاقب استاد دانشگاه بلوچستان درمقابل داشنگاه  بتاریخ 16 مارچ 2002 به شهادت رسید .  شهید ذاکر حسین  پولیس در اوایل اپریل 2007 در حیم انجام وظیفه به شهادت رسید . 

برعلاوه این شهدا شماری از افسران و دانشمندان تشیع که مربوط به اقوام دیگر پاکستان بودند نیز در شهر کویته  توسط ترورستان باند لشکر جنگهوی به شهادت رسیدند که عبارت اند از شهید سید عابد عباس نقوی، شهید عبدالخالق بنگلزی ، شهید حاجی عبدالغفور صراف ، شهید سید ارشد حسن نقوی ،  و غیره بودند  .

 

                                                                                           ادامه دارد ..... 

 

 

قبلی

 


Category: All about Hazara | Added by: hazarainfo
Views: 906 | Downloads: 0 | Rating: 0.0/0 |
Total comments: 0
Only registered users can add comments.
[ Registration | Login ]
Login Form
Search Engine
 
Website Search Engine
Custom Search
Live Traffic Submit u link
Statistics

    Copyright MyCorp © 2024